پدیدآورنده و صورت‌بندی‌کننده‌ی چارچوب I.U.X.A

استراتژی I.U.X.A؛ هنر هویت دادن به مفاهیم

هنر هویت دادن به مفاهیم؛ چارچوبی برای دیدن رابطه‌ی جهت، جهان و معنایی که از اثر آن‌ها پدیدار می‌شود.

این چارچوب از مشاهده‌ی رفتار واقعی آدم‌ها صورت‌بندی شده است؛ نه با ادعای اصالت مطلق و نه به‌عنوان پاسخ آماده برای همه.

نقطه و دایره تصویری مفهومی از I به‌عنوان جهت مرکزی و U به‌عنوان جهان پیرامون؛ تصویر موقت است و لوگوی رسمی بعداً جایگزین می‌شود. U I
نمودار مفهومی موقت؛ جایگزین لوگوی نهایی نیست

جمله‌ی مرکزی

«معنا از اصطکاکِ بین جهت (I) و محدودیت‌های این جهان (U) به وجود می‌آید.»

I یک جهت است، نه مقصدی از پیش تعیین‌شده؛ U بستری است که آن جهت در آن اثر می‌گذارد.

چرا این چارچوب؟

رسیدن به هدف کافی نیست؛ باید دید آن هدف از کجا آمده

گاهی آدم به هدفی می‌رسد که از بیرون برایش مهم جلوه کرده، اما پس از رسیدن، با پوچی یا پشیمانی روبه‌رو می‌شود. این تجربه به‌تنهایی نمی‌گوید آدم شکست‌خورده یا ناتوان است؛ شاید لازم باشد دوباره ببیند چه چیزی را ارزشمند دانسته و چه هزینه‌ای برایش پرداخته.

استراتژی I.U.X.A می‌خواهد پرسش‌ها را روشن کند، نه جواب را به‌جای خواننده انتخاب کند.

چهار حرف، با مرزهای روشن

چهار عنصر I.U.X.A

دو بخش در این صفحه توضیح داده می‌شوند؛ وضعیت دو بخش دیگر را صریح می‌گوییم تا پیش‌نویس با نسخه‌ی نهایی اشتباه نشود.

مفهوم پایه I — هویت (Identity)

جهت و معنا؛ نه مقصدی از پیش تعیین‌شده. I از روی اثری که می‌گذارد شناخته می‌شود.

جهت، مقصد را تضمین نمی‌کند؛ اما به انتخاب‌ها سمت می‌دهد و از اثرش شناخته می‌شود.

رفتن به توضیح I و تمثیل‌ها ←
مفهوم پایه U — جهان (Universe)

هر پدیده‌ی دارای مرز و هویت؛ بستری که جهت در آن اثر می‌گذارد.

  • اتمسفر
  • محیط و شرایط
  • روابط
  • حواس پنجگانه
  • ذهن
  • اقدام
دیدن عوامل U و استعاره‌ی اقدام ←
در حال تدوین X — ناشناخته (Unknown)

بخش در حال تدوین است؛ متن نهایی آن هنوز منتشر نشده.

پیش‌نویس X برای انتشار آماده نیست؛ در این صفحه جزئیات نسخه‌ی نهایی‌نشده نمایش داده نمی‌شود.

نهایی‌نشده A — نگرش (Attitude)

بخش هنوز نهایی نشده؛ برای جلوگیری از انتشار پیش‌نویس، جزئیاتش فعلاً ارائه نمی‌شود.

A هنوز نهایی نشده است؛ پس این کارت فقط وضعیت تدوین را نشان می‌دهد، نه شرح پیش‌نویس.

I — هویت / هستی

جهت را از اثرش می‌شناسیم

I در این چارچوب یک جوهرِ آماده و قابل‌اشاره نیست؛ جهت و معناست و از اثری که می‌گذارد شناخته می‌شود. این جهت مقصد را تضمین نمی‌کند، اما به انتخاب‌ها سمت می‌دهد.

کوزه

دیواره‌ی گِلی، U است؛ فضای خالیِ درون کوزه است که امکان کاربرد را می‌دهد و به I تشبیه می‌شود.

برق و لامپ

برق دیده نمی‌شود؛ روشناییِ لامپ اثرِ قابل‌مشاهده‌ای است که از آن می‌فهمیم برق هست.

مرکز و دایره

نقطه‌ی مرکزی تصویری برای I است و دایره‌ی پیرامونش برای U؛ هرچه شناخت و کنترل بیشتر شود، دامنه‌ی اثر هم گسترش می‌یابد.

U — جهان

جهانِ قابل‌فهم، از چه عواملی ساخته می‌شود؟

U هر پدیده‌ای است که برای فهمیدن، دور آن مرز و هویت می‌کشیم. این مرزها ابزار فهم ما هستند؛ در خود جهان، مرزهای ما از پیش حک نشده‌اند.

۰

اتمسفر

فضای قواعدی که در آن یک پدیده معنا پیدا می‌کند.

۱

محیط و شرایط

جایی که در آن هستیم و آنچه پیرامون ماست.

۲

روابط

الگوها، هم‌تیمی‌ها، شاگردان و پیوندهای میان آدم‌ها.

۳

حواس پنجگانه

ورودی خامی که از جهان دریافت می‌کنیم.

۴

ذهن

جایی که اطلاعات دریافت، پردازش و معنادار می‌شود؛ همراه بدن، مغز و دستگاه عصبی.

۵

اقدام

کانالی که از راه آن بر جهان اثر می‌گذاریم.

یک الگوی تکرارشونده

سقفی که کف می‌شود

گاهی پس از شکستن یک مرز، همان سطحی که پیش‌تر مانع بود به تکیه‌گاه تازه تبدیل می‌شود. مثال وزن در متن چارچوب این را توضیح می‌دهد: اگر سبک زندگی واقعاً تغییر کند، عددی که قبلاً هشدار بود ممکن است دیگر خط قرمز پیشین نباشد.

تصویر مفهومی؛ نه پیش‌بینی و نه تضمین نتیجه.

اصول سنجش

ادعا کافی نیست؛ اثر را هم باید دید

ترتیب ارزش‌ها

بقا ← اخلاق ← عرف؛ هنگام تعارض، این ترتیب راه سنجش است.

سنجش با عمل

به‌جای تکیه بر ادعا، کار، اثر کار و نیت پشت آن را ببین.

نه نسخه‌ی آماده

چارچوب قرار نیست به‌جای تو تصمیم بگیرد؛ قرار است فضای ذهنی را روشن کند.

نه مثبت‌اندیشی اجباری

آمادگی برای حالت دشوار، مساوی ناامیدی نیست؛ قرار است امکان اقدام را بیشتر کند.

حافظه و برنامه‌ریزی

حافظه برای بهترشدن کیفیت زندگی بازبینی می‌شود؛ برنامه‌ریزی هم تا جایی ادامه می‌یابد که کار روشن باشد.

بقا ← اخلاق ← عرف

مرزهای چارچوب

I.U.X.A چه چیزی نیست؟

نسخه‌ی آماده نیست

به‌جای تعیین مسیر درست برای همه، فضای پرسش را روشن می‌کند و انتخاب را به خود فرد واگذار می‌کند.

قانون جذب یا مثبت‌اندیشی اجباری نیست

آمادگی برای بدترین حالت می‌تواند راهی برای جمع‌کردن منابع و قدرتِ اقدام باشد؛ نه دلیلی برای ناامیدی.

ابزار سرزنش نیست

نتیجه‌نگرفتن از یک مسیر، به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که فرد ناتوان است؛ باید خود مسیر، هزینه‌ها و شرایط را هم دید.

واگذاری تصمیم، مجوز سوءاستفاده نیست

سپردن بخشی از اختیار هم می‌تواند انتخابی آگاهانه باشد؛ مرزش این است که رابطه به فریب و بهره‌کشی نرسد.

«ما به دنیا آمدیم که به فنا برویم.»

در برابر این واقعیت، مهدی رابطی بیت حافظ را می‌آورد:

«من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چرخ بر هم زنم گر غیر مرادم گردد»

آمادگی برای دشواری، در این نگاه، راهی برای گردآوردن توانِ اقدام است؛ نه وعده‌ی آسانی و نه ناامیدی.

گفت‌وگو با اندیشه‌های پیشین

نه ادعای بی‌سابقه‌بودن

در صورت‌بندی این چارچوب، هم‌پوشانی‌ها و گفت‌وگوهای فکری با متفکران پیشین باید آشکار بماند. در منابع مورد اشاره‌ی مهدی رابطی نام‌های زیر آمده‌اند؛ این فهرست به‌معنای یکسان‌بودن نظریه‌ها نیست.

  • سارتر
  • کانت
  • لائوتسه
  • فرانکل
  • لیبت
  • نیچه
  • پیرس

طرح فعلی کتاب

چهار بخش برای بازکردن چارچوب

در طرح فعلی، کتاب از چهار بخش تشکیل می‌شود؛ جزئیات بخش‌های X و A در حال تدوین‌اند و این فهرست را نباید با متن نهایی فصل‌ها اشتباه گرفت.

  1. آکسیوم‌ها
  2. کالبدشکافی ماشین
  3. پروتکل رهایی — بخش X در حال تدوین
  4. سوژه‌ی حاکم — بخش A نهایی نشده

معمار ذهن

من فقط چراغ‌ها را روشن می‌کنم.

این تویی که باید راه را پیدا کنی. I.U.X.A قرار نیست انتخابت را از تو بگیرد؛ قرار است چند رابطه را روشن کند تا خودت درباره‌ی قدم بعدی فکر کنی.

درباره‌ی مهدی رابطی ←

سبد خرید کتاب‌ها

جمع کل۰ تومان

سفارش از طریق واتس‌اپ ثبت و هماهنگی ارسال انجام می‌شود.